الشيخ حسين المظاهري

54

سير و سلوك (منزله دوم: توبه) (فارسى)

بكاهد . بدتر و خطرناك‌تر از اين حالت ، هنگامى است كه آدمى ، گناه و معصيت خود را توجيه كرده و قبح و زشتى گناه را نبيند . اگر چنين شد ، نفس لوّامه به نفس مُحَسّنه تبديل مىشود و به جاى ملامت گناهكار از ارتكاب گناه ، او را يه انجام آن تشويق مىكند و معصيت و اعمال ناپسند را در نظر وى نيكو جلوه مىدهد . چنان كه قرآن‌كريم مىفرمايد : قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرينَ أَعْمالا ، الَّذينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعا « 1 » بگو : آيا شما را از زيان‌كارترين مردم آگاه گردانم ؟ آنان كسانىاند كه كوشش‌شان در زندگى دنيا به هدر رفته و خود مىپندارند كه كار خوب انجام مىدهند . بسيار واضح است كه چنين انسانى به فكر توبه هم نمىافتد ؛ زيرا تصوّر مىكند اعمال و رفتارش ، بهترين نوع اعمال است و از اين رو ، عنصرى به نام پشيمانى در وجود او هيچ جايگاهى نخواهد داشت . امام صادق ( ع ) در اين زمينه ، در يك بيان تحليلى با ذكر يك تشبيه معقول به محسوس ، مىفرمايند : اگر كسى يك گناه مرتكب شود ، يك نقطه سياه در دل او پديدار مىشود . حال اگر توبه كند ، آن سياهى بر طرف مىشود . ولى اگر توبه نكند و گناه ديگرى انجام دهد ، سياهى دل او دو چندان مىشود و به همين صورت ادامه پيدا مىكند ، تا سراسر دل او سياه شود . و به اين ترتيب ، گناهِ روى گناه ، دل انسان را سياه مىكند و مىميراند : « إِذَا أَذْنَبَ الْعَبْدُ كَانَ نُقْطَةً سَوْدَاءَ عَلَي قَلْبِهِ فَإِنْ هُوَ تَابَ وَ أَقْلَعَ وَ اسْتَغْفَرَ صَفَا قَلْبُهُ مِنْهَا وَ إِنْ هُوَ لَمْ يَتُبْ وَ لَمْ يَسْتَغْفِرْ كَانَ الذَّنْبُ عَلَى

--> ( 1 ) . كهف / 104 - 103